شعري براي تو ...


ساعت 6:5 عصر يکشنبه 12/3/1387

 


دوست دارم چقدر ماتم را


بي تو اين چشم هاي زمزم را


کاش بي تو خراب مي کردند


بر سرم دردهاي عالم را


اي که در زير پايت مي ريزم


هر چه دارم و ندارم را


مي سرايم غزل غزل با آه


روزهاي که با تو بودم را


بي تو حتي بهشت زيبا نيست


مي خرم آتش جهنم را


خلوتم را گواه مي گيرم


اشک هايي که ريخت -نم نم - را


 

دوست دارم ...

¤ نويسنده: ز . هيوا

*تپش سایه ی دوست*( )

3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[12/3/1387- 6:5 ع] دوست دارم ...
[14/1/1387- 7:30 ع] بگذار با مهرباني نگاهت کنم ...
[19/12/1386- 6:27 ص] تولد تنها دليله زندگيم ...
[5/12/1386- 1:25 ع] گل سرخ ...
[23/11/1386- 6:11 ص] باز دوري ...
[2/11/1386- 11:16 ص] يا مهدي ادرکني ....
[20/10/1386- 1:8 ع] سلام بر محرم ...
[12/10/1386- 11:10 ص] .........
[3/10/1386- 11:55 ص] تقديم به بابا توحيد مهربونم ....
[29/9/1386- 6:58 ص] نه ساله شدن دوري ....
[26/9/1386- 4:18 ع] معذرت خواهي ...
[21/9/1386- 2:48 ع] گريستم و گريستي ...
[17/9/1386- 2:13 ع] بسم الله ....

خانه
وررود به مديريت
مشخصات من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
15
:: بازديد ديروز ::
3
:: کل بازديدها ::
2660

:: درباره من ::

شعري براي تو ...

ز . هيوا[13]
اين شعر را براي تو مي گويم در يک غروب تشنه ي تابستان در نيمه هاي اين ره شوم آغاز در کهنه گور اين غم بي پايان اين آخرين ترانه ي لالاييست در پاي گاهواره ي خواب تو پيچد در آسمان شباب تو

:: همراهانه شعری برای تو::

عاشقانه *آبجي فرزانه*
همسفر*آبجي شبنم*
توحيد نامه*بابا توحيد*
ارباب شياطين *داداش مجيد*
ته تغاري خانواده*آبجي زهرا*
به ياد ماندني (2)*آبجي شيوا*
بي تو هرگز... *آبجي مرجان*
عجب روزگاريه*آّبجي زينب*
آتش عشق*آبجي آرميتا و آبجي عسل*
عشق من خدا*داداش مهدي*
کالسکه سوار*آبجي شانيا*
وجزلبخندچيزي نگفت...*داداش مصطفي*
وب نوشت*داداش محمدرضا*
دل نوشته هاي من
کاش در دهکده عشق فراواني بود*داداش عليرضا*

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: